تبليغاتX
 روانشناس کوچولو...!
روانشناس کوچولو...!



 

خدایا

خدایا با اینهمه توانایی و نیروئیکه  بما عطا کردی باز هم 

نتوانستیم سپاس بخشش های بی کرانت را به جا آورده و به

شکرانه نعمت هایی که به ما ارزانی داشته ای تو را بنده ای

فرمان بردار باشیم...

خدایا به ما اینهمه نعمت عطا کردی دریا و خشکی خورشید

وماه شب و روز را به خاطر بشر آفریدی تا بزرگی تو را بستاید

و وجودت را بشناسد.ولی در مقا بل همه این خوبیها ما همچون شب

سیاه دلیم و چون روز پر از غوغا و پریشانی...

خدایا بخشش های رنگارنگ تونه تنها ما را گرفتارجهان ساخت

بلکه چنان در خودپرستی غرقمان کرد که تو را از یاد برده و به خویشتن

پرداختیم...

خدایا چنان کن که جانی را که به ما داده ای همچنان پک و کامل به

تو باز گردانیم و این جسم خاکی را به خاک سپاریم.به پای همچو تومحبوبی

جان فشاندن کاریست بس کوچک. پروردگارا ما را چنان پرورش ده که لایق

فدا شدن در راه تو باشیم...

خدایا طاقت رنج جهان را ندارم و از قهر تو بسی بیمناکم از گنج بی پایان

توانایی خود برخوردارم کن تا مصائب روزگار را هیچ شمارم وبه راه تو گام

برداشته و به خاطر تو زندگی کنم...

 

دوشنبه 5 مرداد1388 |

اشتباهات زندگی

 

Image

هر چند که انسانها در طول تاريخ اشتباهات کوچک و بزرگ زيادي را در راه رسيدن به موفقيت مرتکب شده‌اند، اما چيزي که مايه تعجب و شگفتي است اين است که اين اشتباهات به کرات در حال تکرار بوده، هستند و شايد در آينده‌اي نه چندان دور دوباره توسط نسل بعدي انسانها تکرار شوند! با کمي مطالعه و تحقيق در مورد اين اشتباهات به اين نتيجه مي‌رسيم که متأسفانه به جاي اينکه ميزان اشتباهات با افزايش درک و آگاهي انسانها کاهش پيدا کند، روز به روز در حال افزايش است. هر چند که انسان در حال حاضر در حال گذران عمر خود در عصري است که به نام عصر فضا نام گرفته است.


هر چند انسانها در اعصار گذشته دانش و تخصص علمي کمتري داشته‌اند، ولي در عوض از کيفيت روابط اجتماعي بسيار خوبي برخوردار بوده‌اند. در گذشته انسانها براي برقراري ارتباط با يکديگر نياز به گذران دوره‌هاي آموزشي نداشته‌اند، ولي در عصر حاضر يکي از بزرگترين مشکلات انسانها اين است که چگونه خود و احساسات انساني خود را نسبت به همديگر بيان کرده و به راحتي بتوانند در محيط خانواده يا اجتماع با آنها ارتباط برقرار کنند.

تکرار خطا ، خطايي بزرگتر است.

اين موضوع از آنجايي حائز اهميت است که عدم توجه به اين بحران! و صرف زمان براي مطالعه اشتباهاتي که انسانها براي رسيدن به موفقيت مرتکب شده‌اند، باعث کاهش کيفيت روابط فردي و اجتماعي انسانها در آينده خواهد شد و زندگي معنوي و اجتماعي او را با خطرات جدي رو به رو مي‌نمايد. امروزه خردمندان جوامع به اين باور رسيده‌اند که تامين سعادت و خوشبختي انسان تنها با کمک پيشرفت‌هاي علمي ميسر نبوده و تحقق کامل اين هدف تنها به افزايش معنويات در زندگي بستگي دارد. هر چند که خداوند متعال هيچ وقت انسان را در پيمودن راه زندگي در اين دنيا تنها نگذاشته و جوامع انساني را با فرستادن پيامبران و امامان مورد رحمت و هدايت خود قرار داده است.

اما تعدادي از انسانها با گمراه کردن ديگران هيچ وقت اجازه ندادند که عظمت الهي هدايت‌گر زندگي انسانهايي باشد که در تلاش براي رسيدن به موفقيت بوده يا هستند و در اين بين تنها انسان‌هاي معدودي توانسته‌اند به نسبت استعداد و دريافت خود به درجه‌اي از کمال برسند. به نظر مي‌رسد که قرن بيست و يکم ، قرني باشد که انسانها در آن گرايش بيشتري در مسير معنويات و اخلاقيات از خود نشان داده و از معنويت به عنوان آخرين سلاح بشريت براي بازگرداندن انسان به مدار اصلي انسانيت خويش استفاده نمايند. براي روشن‌تر شدن موضوع بياييد نگاهي به تعدادي از اشتباهاتي که انسانها در طول تاريخ براي رسيدن به موفقيت مرتکب شده و مي‌شوند داشته باشيم و اين گونه تصميم بگيريم که نه تنها آنها را تکرار نکنيم.


خوشبختي به قيمت بدبختي ديگران
قرن‌هاست که بشر دچار توهم غم انگيزي در زمينه رسيدن به قدرت شده و همين توهم باعث بروز نبردهاي خونين و بي‌عدالتي‌هاي فراواني در سراسر جهان شده است. توهم اين است که تعدادي از انسانها فکر کرده و مي‌کنند که مي‌توانند از ضرر و بدبختي ديگران به خوشبختي برسند، به همين دليل در جست و جوي راه‌هايي براي سوءاستفاده و اغواي ديگران بوده اند. اين مشکلي است که هنوز دست از گريبان تعدادي از انسانهاي تشنه قدرت و موفقيت برنداشته است.

بسياري از مردم احساس مي‌کنند که مي‌توانند با خراب کردن ديگران به موفقيت برسند. يک ضرب‌المثل قديمي مي‌گويد «دو راه براي داشتن بلندترين ساختمان در شهر وجود دارد. يکي اين است که تمام ساختمان‌هاي بلند شهر را خراب کني و دوم اين است که روي ساختمان خودت کار کني و آن را بلندتر کني.» اين مطلب دقيقا در مورد مسائل سياسي ، اقتصادي و زندگي شخصي تک تک انسانها نيز صادق است.

نگراني از مسائلي که خارج از کنترل شماست
نگراني از مسائل خاصي که با گذر زمان حل مي‌شود، فقط نيروي انسان را هدر مي‌دهد. خداوند گاه معجزات خود را در مکان‌هاي باور نکردني و به دست افرادي دور از انتظار و در زمان هايي غيرقابل تصور به انجام مي‌رساند. زندگي نيز ما را دقيقا به آن طرف راهنمايي مي‌کند، اما از راه‌هايي که انتظارش را نداريم. ظاهرا مردم در دنياي قديم نيز انرژي فراواني را صرف نگراني در مورد اموري مي‌کردند که خارج از کنترل آنها بوده است. اول اينکه بي‌معني است در مورد چيزي نگران باشي که کنترلي بر آن نداري، زيرا اگر تو بر آن کنترلي نداري معني ندارد که در مورد آن نگران باشي. دوم اينکه اين هم بي‌معني است که در مورد چيزهايي که بر آن کنترل داري نگران باشي، زيرا اگر واقعا کنترل داري نگراني معنا ندارد.

عدم حذف غيرممکن در زندگي
روزي سرخپوستي در جنگل گردش مي‌کرد. او يک تخم عقاب را روي زمين ديد و به خيال اينکه يک تخم مرغ معمولي است آن را در لانه يک مرغ گذاشت. جوجه عقاب نيز همانند ديگر جوجه‌هاي مرغ از تخم بيرون آمد و مانند آنها شروع به راه رفتن و دانه خوردن کرد. يک روز ، عقاب کوچک که اندکي بزرگتر شده بود متوجه پرواز پرنده باشکوهي در آسمان شد. پرسيد اين چه پرنده‌اي است؟ مرغ پاسخ داد: اين يک عقاب است. زيباترين و قدرتمندترين پرنده دنيا! عقاب کوچک با خود انديشيد که چقدر خوب بود اگر او هم عقاب بود و مي‌توانست مثل عقاب پرواز کند، اما چون باور داشت که يک جوجه مرغ معمولي است خيلي زود همه چيز را فراموش کرد و تمام عمرش را مثل يک مرغ خانگي زندگي کرد! جايي در مغز شما قرار دارد که سالهاست در آن بذرهاي موفقيت خفته‌اند و حال آنکه اگر اين بذرها را در مغز خود فعال کنيد با قدرت رشد خود مي‌توانند شما را به اوج برسانند.

اگر شما طالب پيروزي هستيد اما فکر مي‌کنيد توانايي آن را نداريد، موفق نمي‌شويد. فراموش نکنيد که تنها معيار ذهن نيمه هوشيار افکاري است که شما بيشتر در مورد آنها فکر مي‌کنيد. اگر بيشتر به موفقيت فکر مي‌کنيد ضمير ناخودآگاه شرايط دروني و بيروني را طوري تغيير مي‌دهد که به خواسته خود برسيد. اما اگر دائما به مسائل منفي و ترس از شکست فکر مي‌کنيد، حتي اگر از بهترين امکانات هم برخوردار باشيد به علت تفکر منفي ، خود شما خودتان را از درون شکست داده‌ايد. ضمير ناخودآگاه کور است و نمي‌تواند ميزان دارايي يا کمبودهاي مادي شما را ببيند. او فقط احساس مي‌کند. به هر موضوعي بيشتر فکر کنيد آن را در درون شما به صورت يک قانون درمي‌آورد. براي رسيدن به موفقيت تنها کلمه غيرممکن را از فرهنگ لغات زندگي‌تان حذف کنيد و ديگر و تحت هيچ شرايطي به او اجازه بازگشت ندهيد.

باز کردن ذهن به روي هر نوع فکر
ذهن انسان مانند کندوي زنبور است. هيچ زنبور آلوده‌اي حق ورود به کندو را ندارد و هنگام ورود توسط نگهبانان کندو کشته مي‌شود. اگر شما هم مي‌خواهيد طعم ثروت و موفقيت را بچشيد بايد کندوي مغز خود را با افکار شاد و سالم پر کنيد تا بتوانيد احساس شادابي را از آن به درون زندگي‌تان منتقل کنيد. متأسفانه کندوي مغز انسان هيچ نگهباني ندارد که مانع از ورود افکار آلوده به ذهن شوند. شما براي انتخاب افکارتان حق انتخاب داريد.

ولي فراموش نکنيد که ضمير ناخودآگاه انسان تفاوتي ميان انديشه‌هاي مخرب و سازنده قايل نيست. هرچه به او بدهيد با آن تغذيه مي‌شود. همه چيز به اين بستگي دارد که به چه افکاري اجازه ورود به ذهن مي‌دهيد. به ياد داشته باشيد که افکار انسان قدرتي معادل نيروي برق دارند. اگر از نيروي برق درست استفاده کنيد، مي‌تواند باعث پيشرفت صنعت گردد در حالي که در صورت کاربرد غلط مي‌تواند جانتان را از شما بگيرد.

باور به شانس بد
ذهن نيمه هوشيار انديشه‌هاي منفي يا مخرب را درست به همان شکل انديشه‌هاي سازنده به عمل تبديل مي‌کند. اين همان پديده غريبي است که ميليون‌ها نفر آن را تجربه کرده‌اند و بسياري آن را بدبياري يا بدشانسي مي‌دانند. اين در حالي است که کسي بدشانس آفريده نمي‌شود. ميليون‌ها نفر از مردم کره زمين گمان مي‌کنند محکوم به فقر و شکست و ناکامي هستند. احساس مي‌کنند نيرويي بر آنها حاکم است که مانع از ابتکار عمل آنها مي‌شود. اين در حالي است که خود اين اشخاص باعث بدبياري خود هستند، زيرا ذهن خود را تحت تأثير باورهاي منفي قرار داده‌اند.

احساس دلسردي و نااميدي تمام وجودشان را پر کرده است و احساس مي‌کنند که در اين دنيا هيچ چيز اميدبخشي براي آنها وجود ندارد و آنها همان کساني هستند که محکومان ابدي سرنوشت هستند که هيچ چيز از خودشان نداشته و مجبورند دوران محکوميت زندگي خود را در زندان دنيا سپري کنند! انديشمندان بسياري در طول تاريخ تلاش کردند به انسان بياموزند درمان مشکلات انسان از طريق تغيير ذهنيت او امکان پذير است، اما انسانهاي کمي موفق شدند صداي آنها را بشنوند و به گفتار آنان عمل کنند. شما هم مي‌توانيد آن صداها بشنويد، فقط اگر واقعا بخواهيد.

در انديشه گذشته
مي‌گويند گذشته چراغ راه آينده است، اما اين به اين معني نيست که اگر گذشته موفقي نداشته‌‌ايد در آينده نيز بدبخت خواهيد بود. به جاي اينکه بيشتر زمان خود را صرف فکر کردن به گذشته کنيد، خود را ترغيب کنيد که به آينده مثبتي فکر کنيد. گذشته‌ها ، گذشته و به تاريخ پيوسته است. به جاي فکر کردن به ناکامي‌هاي گذشته براي آينده خود برنامه‌ريزي کنيد، اما فراموش نکنيد که نبايد تار و پود آن از جنس گذشته باشد. برنامه‌اي مي‌تواند شما را به خوشبختي برساند که تار و پود آن از جنس آينده و اميد به موفقيت باشد. هنگامي که براي خود برنامه‌ريزي مي‌کنيد به ياد داشته باشيد که خود شما مسئول تک تک اعمالتان هستيد.

عبرت نگرفتن از شکست
هلن کلر چند روز پس از تولدش ناشنوا ، نابينا و لال شد. به رغم اين همه بدبياري او توانست نام خود را در ليست بزرگان تاريخ بشر ثبت کند. او توانست با اراده خود ثابت کند که اگر کسي خود را شکست‌خورده نپندارد، در شمار شکست خوردگان قرار نمي‌گيرد. براي رسيدن به موفقيت بايد به مطالعه شکست‌ها پرداخت. بايد همانند کيمياگران قديم که در جست و جوي راهي براي تبديل فلزات به طلا بودند، در جست و جوي هنري بود که بتوان به کمک آن از شکست‌هايمان براي موفقيت‌هاي حتمي آينده‌مان پله بسازيم. بتهوون آهنگساز آلماني نيز ناشنوا بود ولي به يکي از بزرگترين آهنگسازان جهان تبديل شد.

حرف آخر
چند هزار سال قبل پيشينيان برجسته ما روي همان خاکي راه مي‌رفتند که ما امروزه راه مي‌رويم، از همان هوايي تنفس مي‌کردند که ما امروز تنفس مي‌کنيم (آلودگي را فراموش کنيد)، و از گرماي همان خورشيدي براي رشد محصولاتشان استفاده مي‌کردند که امروز ما استفاده مي‌کنيم. براي رسيدن به موفقيت بايد به مطالعه تاريخ پرداخت و اسرار پيروزي بزرگان تاريخ را لابه لاي صفحات پر گرد و غبار آن خارج کرد. هدف از مطالعه تاريخ بايد رسيدن به اين فهم باشد که اين متفکرين مي‌خواستند که ما با چه چيزهايي آشنا شويم و از چه مسائلي براي رسيدن به موفقيت فاصله بگيريم.

اين ضرب‌المثل فرانسوي را به ياد داشته باشيد که: غيرممکن غيرممکن است. شما مي‌توانيد افکار منفي که همانند خاري هستند از مغزتان خارج کرده و به جاي آن گل سرخ بکاريد. در زمان چيدن خارها ممکن است سختي‌هاي زيادي را تحمل کنيد، اما به اين موضوع ايمان داشته باشيد که اگر بتوانيد سختي اين کار را تحمل کنيد، به زودي صاحب باغي مي‌شويد که بوي خوش گلهاي آن تمام زندگي شما را تحت تأثير قرار مي‌دهد.

 

با سنگهایی که در سر راهت میگذارند هم میتوانی چیز قشنگی برای خود بسازی . اِریک کِستنِر

یکشنبه 3 خرداد1388 |

                                                               

                                                       

  
 
 باز هم هفت سین سرور   
ماهي و تنگ بلور
سکه و سبزه و آب
نرگس و جام شراب
باز هم شادي عيد
آرزوهاي سپيد
باز ليلاي بهار
باز مجنوني بيد
باز هم رنگين کمان
باز باران بهار
باز گل مست غرور
باز بلبل نغمه خوان
باز رقص دود عود
باز اسفند و گلاب
باز آن سوداي ناب
کور باد چشم حسود
باز تکرار دعا
يا مقلب القلوب
يا مدبر النهار
حال ما گردان تو خوب
راه ما گردان تو راست
باز نوروز سعيد
باز هم سال جديد
باز هم لاله عشق
خنده و بيم و اميد
 
امیدوارم سال جدید سال خوبی برا همه باشه
و نوروز امسال به یاد ماندنی ترین نوروز باشه

چهارشنبه 21 اسفند1387 |

 

می گوید : دوستت دارم آیا باور کنم

 

 

 

در ابتدای زندگی زناشویی ویا دوران نامزدی که هنوز عشق بر زندگی هر زوجی حاکم است،همه چیز روبه راه است، اما به تدریج عشق فروکش میکند ناراحتی,دعوا و بگو مگو ها آغاز می شود.بسیاری از دختران در ابتدای امر فکر می کنند کسی که از آنها  خواستگاری کرده است،شاهزاده پریان است و با اسب سفیدش به خواستگاری آنها آمده است، اما بزودی متوجه میشوند که سخت در اشتباه بوده اند.شما هرگز اجازه ندهید این اتفاق در زندگی شما رخ دهد!

روابط مشکل ساز،علل مهم افسردگی و بسیاری از فشارها و استرس های زنان امروزی است.برخی از روا بط بین زوجین، ناراحت کننده، دشوار و همراه با بد رفتاری های عاطفی و حتی خشونت است.افراد که دوران کودکی پرتنش و تجارب گذشته آ نها همراه با شکست و نا رضایتی همراه است، اغلب در شناخت عشق واقعی از عشق دروغین دچار اشتباه می شوند.

بسیاری از زنان ،زندگی بدون احساس رضایت،همراه با کشمکش درونی،افسردگی و یا احساس حقارت را ادامه می دهند. چنین روابطی هم به لحظات زندگی و هم به عمیق ترین عواطف فرد ضربه وارد می کند.افرادی که این چنین زندگی می کنند کم کم به این نوع روابط عادت می کنند و همیشه مورد سوء استفاده شوهران قرار می گیرند.آنان همیشه طرف کوچکتر یک رابطه اند.

عشق چیست؟

در وهله اول عشق رسیدن به رفاه ، خوشبختی، زشد و شکو فایی خود فرد است.عشق شما را در برابر آسیب های جسمانی و عاطفی مصون می سازد.عشق واقعی فقط یک احساس نیست، بلکه خود را در عمل نشان می دهد.این عشق یاری دهنده و نیرو بخش است و زندگی تان را بهبود می بخشد،بدون اینکه چیزی از شما مطالبه کند.

عاشق واقعی کسی است که با شما مهربان،فداکار،باگذشت،صبور،موءدب و صادق است و نسبت به نیازها و احساسات شما حساس است،نقص های شما را می پذیرد بدون اینکه تند خویی کند یا عصبانی شود.کسی که شما را دوست دارد،به فعالیت ها ، احساسات و عقاید شما نیز علاقه دارد.شما را همان طور که هستید می پذیردو به شما ایمان دارد.دوستدار واقعی محبتش را اظهار میکند،رفتارتان را تایید کرده و به شما آرامش می بخشد.شما را حمایت اخلاقی کرده و در کارها مشوقتان است.رفتارش توام با مهربانی ،حمایت وخدمت است.اگر در موردی فداکاری لازم باشد،او با گذشت خود عشقش را به شما نشان میدهد.عشق واقعی هر چه بیشتر ادامه پیدا کند قوی تر می شود.عشق واقعی خود را در دشواریها نشان میدهد،چرا که در آن لحظات عاشق واقعی رفتاری حاکی از صبر و حمایت از خود نشان می دهد.هیچ کس نمیتواند همیشه و در همه جا رفتاری عاشقانه داشته باشد، اما در یک رابطه راضی کننده مهربانی،لطف و رفتار های حمایتی همیشه وجود دارد.در مورد عاشق واقعی و مرد زندگی باید با توجه به عملش قضاوت کرد نه گفتارش.

اغلب مردان فقط برای ارضای نیاز جنسی نسبت به همسرانشان ادعای عشق فراوان دارند،ولی با آنها خوش رفتار نیستند،یعنی رابطه آنها به گونه ای نیست که برای دو طرف ارضا کننده باشد.  شهوت زیاد را هرگز با عشق برابر ندانید،حتی مردان خودخواه و یا کسانی که بد رفتاری عاطفی یا جسمانی دارندهم در تختخواب می توانند بی نظیر باشند.

آیا نامز دتان را می شناسید؟

ازکجامی توان فهمیدنامزدی که انتخاب کرده ایدفردمناسبی هست؟برای پیداکردن جواب این سوال می توانید ازپرسشنامه زیراستفاده کنید.این پرسشنامه برای ارزشیابی رابطه شما بسیار مهم است.پاسخ منفی به بیشتر سئوال ها نشان دهنده مشکلات جدی است.بیان افکار و احساسات در هر رابطه ای مهم است و بدانید اگر نتوانید بدون عصبا نبت و ناراحتی در مورد مسائل مهم تبادل نظر کنید،این پیشنهادات هرگز مشکل شما را حل نخواهد کرد.

پرسشنامه ارزشیابی نامزد یا همسر

۱. آیا نامزد یا همسر شما ا غلب نسبت به اعمال،علایق،احساسات و یا مشکلات شما بی اعتناست؟
2.آیا در مورد چیزهای کوجک مثل جای که می خواهید بروید یا کاری که تصمیم به انجام آنرا دارید،با شما موافقت می کند؟
3.آیا او فرد خودخواهی است؟
4.آیا اغلب مواقع شما را ناراحت،مایوس و دلشکسته می کند؟
5.آیا اشتباهات و عذرخواهی شما را می پذیرذ؟
6.آیا شما را می بخشد؟
7.چگونه با شما رفتار می کند،وقتی که: -عصبانی است. –کار اشتباهی انجام میدهید. –احساس ناراحتی یا افسردگی میکنید.
8.آیا موقع عصبانیت از خود بردباری نشان می دهد؟
9.آیا به صورت مداوم و غیر ضروری عصبانی می شود؟
10.آیا گاهی اوقات عصبانیت او به مرحله ی حاد می رسد؟
11. موقع عصبانیت با دیگران چه نوع رفتاری دارد؟
12.آیا تا به حال شما یا فرد دیگری را تهدید کرده یا ترسانده یا زده است؟
13.آیا می تواند به طور خود جوش احساسات شماویا مو ضوعاتی را که باعث ناراحتی و یا خشم شما می شود بیان کند؟
14.آیا شما را در مورد خواسته هایتان به حرف وا میدارد و یا دوست ندارد به چنین مواردی گوش کند ویا در این مورد بحث نماید؟
15.آیا می تواند با بحث کردن ،مسائل حساس و دشوار را حل نماید؟
16.آیا در مورد امور مختلف با هم به توافق میرسید یا اینکه همیشه حرف فقط حرف اوست؟
17.آیا به او اعتماد دارید، قابل اعتماد و وفادار است؟
18.آیا به طور مکرر دروغ میگوید و یا کتمان حقیقت می کند؟
19.آیا وقتی با هم هستید،احساس آرامش و راحتی میکنید؟
20.آیا معتاد به مواد مخدر یا الکل است؟
21.آیا به ارزش ها و آرمانهای یکدیگر احترام می گذارید؟
22.آیا خود را در مشکلات شما (مثل افسردگی یا کمبود عزت نفس) شریک می داند؟
23.آیا هر دو از دیدن هم احساس غرور می کنید؟

چنانچه با فردی که دارای ویژگیهای شخصیتی زیر است ازدواج کرده اید،باید به خود ببالید،زیرا فرد خوشبختی هستید: مهربان،دلسوز،سخاوتمند،حساس نسبت به دیگران،وفادار،شکیبا،قابل اطمینان،مسئولیت پذیر،صادق،پایدار،عادل و ...
آگر با فردی نامزد کرده ا ید که با شما رفتاری توام با مهربانی ، دلسوزی و بردباری دارد،ولی با دیگران بر عکس این رفتارها باید بدانید که، وقتی عشق فروکش کند،فشارها و مشکلات زندگی او را دلسرد میکند و دعوا و بگومگوها شروع می شود،آنوقت با شما نیز مانند دیگران رفتار می کند.این را هم فراموش نکنید که ازدواج با کسی که اعتقادات محکم اخلاقی ندارد و تعهد مستحکمی نسبت به رفتار صادقانه و وفاداری ندارد ، در آینده احتمالاً مشکل ساز خواهد
شد.

چهارشنبه 23 بهمن1387 |

نامه یک روانشناس به دخترش

 
سحر نام تمام دختران دنياست

Image
سحر جان نكاتي هست كه بايد بداني ، هرچند كه مي دانم مي داني پس هدف از اين نوشته فقط يادآوري دانسته هاي توست.
تمامي انسانها در طول كار و زندگي خود انتظاراتي دارند كه برآورده نشده است كه اغلب زمينه ساز ناخشنودي هاي آنان بوده است لذا درصدد برآمدم تا راهي را براي ارتباط بهتر با تو پيدا كنم پس تصميم گرفتم برايت نامه اي بنويسم .
تا آنجا كه مي دانم واقعيت مانند هوا مي ماند آن را نمي توان تغيير داد و بجاي صرف انرژي جهت مبارزه با واقعيتها بايد آن را بپذيري و به زندگي ات ادامه بدهي لذا براي اين كه موضوع را بيشتر برايت روشن كنم از مديريت فردي شروع مي كنم.
 
مديريت فردي :
همه ما براي زندگي خود برنامه منظمي داريم و اهدافي كه درذهن مي پرورانيم و تلاش مي كنيم كه به آنها دست پيدا كنيم لذا دقت كن كه نكات ذيل را به خاطر بسپاري
1- هدف خود را تعريف كن
2- هدفت را مجهول و مبهم نگذار و به روشن ترين شكل ممكن آن را براي آينده تعريف كن
3- اقدامات خود را در جهتي قرار بده كه به آن هدف برسي
4- كارهايي را كه براي رسيدن به اهدافت بايد انجام دهي ، مشخص كن
مي داني دخترم زماني كه مشكلات بروز مي كنند، اتفاقات غير منتظره رخ مي دهند ، وقتي در جاده اي هستي كه همه چيز سربالايي به نظر مي رسد ، وقتي پولت كم و بدهي هايت زياد است ، وقتي مي خواهي بخندي و آه مي كشي ، وقتي غم و عصه هايت زياد است و مي خواهد تو را به زير بكشد چه مي كني؟ آيا فرياد مي زني، آيا رها مي كني و مي روي در پي سرنوشت ، واقعا چكار مي كني؟

اگر لازم است كمي بياساي ولي تسليم نشو زيرا زندگي پر از فراز و نشيب هاي فراوان است و اين موضوعي است كه گهگاهي اتفاق مي افتد و چه بسيار كساني كه شكست خوردند در حالي كه با كمي مداومت مي توانستند پيروز شوند . تنها كساني موفقيت را درك كردند كه تسليم نشدند هرچند سرعتشان كم بود هرچند گامهاي ايشان كند بود زيرا آنان فقط به رسيدن فكر مي كردند رسيدن به آنجايي كه بايد مي رسيدند .

دخترم بايد بداني كه زندگي يك سفر است و هر بخش از آن يك سفر كوتاه اما در نوع خود كامل . از يك نويسنده ناشناس مي خواندم كه زندگي را اين گونه تفسير كرده بود كه چه سخت است رفتن و چه سخت تر از آن است كه پاهايت زخمي و كوله ات پر از مشكلات باشد ولي سخت تر از آن اين است كه نداني به كجا مي روي .

حتما ً سؤال خواهي كرد از كجا بدانم بايد كجا بروم. نمي دانم آيا كتاب آليس در سرزمين عجايب را خوانده اي يا خير ؟ آليس وقتي در سرزمين عجايب گم شد تقاضاي كمك كرد و گربه به او گفت به كجا مي خواهي بروي ، آليس گفت نمي دانم ، گربه گفت پس فرقي نمي كند به كجا بروي . پس دقت كن به كجا مي روي ، با كدامين پا مي روي و به كدام سو مي روي زيرا مسافري در شهري غريب بدون داشتن نقشه گم مي شود.

پس بايد مسير زندگي ات را مشخص كني ، هدفت از طي اين مسير زندگي چيست و اين را بدان كه هيچ ثروتي در تپه هاي قديمي يافت نمي شود ثروت در يك قدمي ماست خوشبختي در نزديكي ماست ، فقط بايد چشم باز كني و ببيني .

دقت كن چه عينكي از پيش داوري ها بر روي صورت تو قرار گرفته است ، اسير كدام رنگي و چه رنگي را براي ادامه مسير انتخاب كرده اي ، خشم ، نفرت ، جنگ ، صلح ، دوستي و يا آشتي ؟ آيا هيچ انديشيده اي كه كدام را انتخاب كرده اي و يا از كدام يك از آنها در حال استفاده هستي؟ قبل از هرچيز و هر انتخاب كمي استراحت كن تا بتواني در حين عبور از صخره هاي زندگي با فكر عمل كني تا به واهه هاي پر از آب و خوشبختي برسي . پس عجله نكن كمي بياساي و انديشه كن. 
 
منبع:سایت مرجع مشاوره وروانشناسی خانواده
 

یکشنبه 8 دی1387 |

نکاتی پیرامون عادت به برقراری روابط عاشقانه

آیا معمولاً وارد روابطی می شوید که پس از چندی جز ناامیدی و پشیمانی چیز دیگری برایتان باقی نمی گذارند؟ آیا افرادی که انتخاب می کنید به هیچ وجه نمی توانند خواست ها و نیازهایتان را براورده سازند؟ آیا همیشه احساس می کنید که چیزی در رابطه کم دارید؟ اگر پاسخ شما حتی به یکی از سوال های بالا هم مثبت باشد به طور حتم دچار اعتیاد به روابط بد و ناامید کننده شده اید. شما با ورود به یک چنین روابطی خود به خود شکست را برای خودتان رقم می زنید و اصلاً متوجه نمی شوید که چه کار اشتباهی انجام می دهید. راه هایی وجود دارند که به واسطه ی آنها می توانید تشخیص دهید که آیا واقعاً به یک چنین روابطی معتاد شده اید یا خیر. همچنین تکنیک هایی وجود دارند که به واسطه ی آنها می توانید یک چنین عاداتی را ترک کرده و روابطی را شروع کنید که چیزی جز رضایت برایتان در بر نداشته باشند.

پیش از اینکه بخواهیم بر روی علائم این مسئله صحبت کنیم، ابتدا باید خطرات ورود به یک چنین روابطی را برایتان روشن نماییم. وارد شدن به این روابط نه تنها نظر یک یا هر دو نفر را به خود جلب نمی کند، بلکه باعث ایجاد استرس نیز می شود. تنش و استرس به عنوان جزء لاینفک چنین روابطی در می آید، طرفین به تدریج عزت نفس خود را از دست می دهند و همین مطلب سبب می شود که در جنبه های دیگر زندگی مانند کار و یا تحصیل نیز دچار مشکل شوند. استرس دائمی سبب ترشح مواد شیمیایی خاصی در بدن می شود که به موجب آن میانگین طبیعی انرژی بدن کاهش پیدا می کند و فرد مستعد مبتلا شدن به بیماری های گوناگون می شود. فردی که در یک چنین روابطی قرار می گیرد نه تنها از نظر روحی دچار مشکل می شود، بلکه از نظر فیزیکی نیز با مشکلالی روبرو خواهد شد؛ اما با وجود کلیه موارد ذکر شده برخی از افراد هستند که بازهم به چنین روابطی ادامه میدهند و توانایی ترک طرف مقابل را ندارند. این افراد افسرده و غمگین می شوند و برای اینکه به آرامش برسند به الکل و یا سایر مواد مخدر روی می آورند.

و اما نشانه های چنین اعتیادی شامل چه مواردی می شود؟ نادیده گرفتن حقیقت را شاید بتوان یکی از ابتدایی ترین نشانه های آن در نظر گرفت. اگر شما به واقع میدانید که این رابطه مناسب شما نیست و نمی تواند شما را خوشحال و راضی نگه دارد، اما باز هم در آن باقی می مانید، نشان دهنده این است که به مرحله بی توجهی رسیده اید. اگر بخواهید رفتار زننده  و ناامید کننده ی طرف مقابل را به نوعی برای خود توجیه کنید، شک نکنید که به دام افتاده اید. به ویژه اگر توجیهات و بهانه هایی که برای کارهای او می آورید غیر واقعی باشد و تقابلی با واقعیت نداشته باشند. اگر به هر حال این جسارت را پیدا کردید که به خودتان بگویید این ارتباط مناسب حال شما نیست، اما جرات آن را نداشتید که این مطلب را با شریک خود در میان بگذارید، مطمئناً یکی از قربانیان بی چون و چرای ارتباط های ناخوشایند هستید. چرا که می دانید کارتان اشتباه است، اما به آن ادامه می دهید. در این میان مشکلات روحی و روانی و فیزیکی نیز می توانند به عنوان علائم اصلی به شمار روند.

چه عواملی سبب ایجاد اعتیاد به روابط نامناسب می شوند؟ علل مختلفی وجود دارند که در افراد مختلف متغیر می باشند؛ اما یکی از دلایل رایج این است که فرد تصور می کند اگر به این رابطه ی خود خاتمه ببخشد هیچ گاه نمی تواند شخص دیگری را پیدا کند که به او علاقمند شده و دوستش بدارد. چنین فردی آنقدر به شریک خود نزدیک شده و با او ارتباط برقرار می کند که زندگی واقعی خود را فراموش کرده و تصور می کند که نمی تواند به تنهایی به زندگی ادامه داده و از خودش مراقبت کند. این افراد همچنین از حرف مردم نیز هراس دارند. احساس می کنند که پایان بخشیدن به یک رابطه یعنی شکست و فکر می کنند تنها بودن یک فاجعه ی هولناک و زجر آور است. از جمله موارد دیگر می توان به پشتیبانی مالی که فرد از طرف مقابل دریافت می کند اشاره کرد. فرد در این حالت تصور می کند چون شریکش از نظر مالی او را حمایت می کند، بنابراین حق دارد هر طوری که بخواهد با او رفتار کند. اگر ارتباط زناشویی باشد و پای بچه در میان باشد هم طرفین ترجیح می دهند که این ارتباط را حفظ کنند و به نوعی احساس گناه به آنها دست می دهد. اگر بخواهیم کمی عمقی تر به این مشکل نگاه کنیم به این نتیجه می رسیم که بروز چنین مسئله ای می تواند ریشه در کودکی افراد داشته باشد. شاید در کودکی آنقدرها که باید و شاید مورد محبت قرار نگرفته باشند و به همین دلیل تصور می کنند که نمی توانند از کوچکترین محبت و اهمیتی بگذرند.

چه کاری باید انجام داد و چگونه می توان چنین عادتی را ترک کرد؟ از آنجایی که ترک این نوع اعتیاد، مشکل می باشد به همین دلیل شاید برایتان کمی دشوار باشد که بخواهید آن را به سرعت و به تنهایی از میان بردارید. مشاوره می تواند یکی از موثرترین تکنیک ها برای ترک این عادت باشد. می توانید یک مشاور و یا سرویس های ویژه ای که به این منظور دایر هستند را پیدا کرده و با آنها تماس بگیرید تا شما را راهنمایی کنند. به هر حال اولین گام این است که قبول کنید دچار یک چنین اعتیادی هستید و باید برای برطرف نمودن آن کمک بگیرید. سعی کنید با خودتان دوست باشید و تمام درهای احساسی را به روی خودتان بازکنید و با خودتان صادق باشید. تمام تمرکز خود را جمع کنید، برای خود اهداف مختلفی در نظر بگیرید، تا جایی که میتوانید خودتان را به شادکامی و رضایت از زندگی نزدیک تر کنید و ببینید واقعاً چه چیزهایی از زندگی می خواهید. هیچ گاه در این راه تسلیم نشوید و به خودتان بقبولانید که تنها نخواهید ماند. انسان هایی هستند که به راحتی می توانند به شما کمک کنند، می دانند باید چگونه به شما کمک کنند و این کار را در حق شما انجام خواهند داد. همچنین بدانید که در زندگی افرادی وجود دارند که برای همیشه در کنارتان باقی خواهند ماند و هیچ گاه ترکتان نخواهند کرد و همیشه محبت و عشقی را که نیاز دارید نثارتان خواهند نمود و این شخص کسی نیست جز خودتان..

جمعه 17 آبان1387 |

شيوه هاي افزايش عزت نفس :

                           شيوه هاي افزايش عزت نفس :

1- با خود مثبت حرف بزنيد .

صدايي در ذهن شما وجود دارد كه مدام نجوا مي كند. اين صدا كه ((سخنگوي شماست )) بخشي از عزت نفس شماست. اين صدااغلب منفي است وجملاتي ازاين قبيل مي گويد،من خيلي چاق هستم((يا))من نمي توانم اين كارراانجام دهم((يا ))من خسته ام.اين قيبل جملات بعداز مدتي درشما تأثيرمنفي ميگذاردومثلا شما احساس خستگي مي كنيدويااحساس مي كنيد كه عزت نفس شماراپايين مي آورد امانكته جالب اين است كه شمانمي توانيد نداي دروني خود را براي ايجادعزت نفس وساختن الگو هاي مؤفقيت،برنامه ريزي كنيد.شگردكار،استفاده ازعبارتهاوجمله هاي مثبت است.اينها چند تا از جمله هاي خوب وهمه منظوره هستند .من خوشحال هستم ، من سالم هستم ، من معركه ام ! اين جمله ها را بارها وبارها در ذهن خود با صداي بلند تكرار كنيد ،يا حتي آنها را بنويسيد .اهميت آن در اين است كه اين جمله رابه زمان حال وباايمان بيان كنيد.هرگاه نداي دروني خودراشنيديدكه شروع به ايجاداحساس منفي درشمامي كندآن رامتوقف سازيدوجملة مثبتي رادرباره همان موضوع،جايگزين آن كنيد.اين شيوه راامتحان كنيدوآنگاه خواهيدديد كه صحبت كردن باخود وسيلةسودمندي درايجاد وضعيت مثبت است.

2-شخصيت جديد خود را تجسم كنيد.

اين امر اساسا همانند اصل استفاده از جملات مثبت است ،با اين تفاوت كه به جاي استفاده از كلمات ،در اينجا از تصاوير استفاده مي شود. آيا مي خواهيد لاغرتر وسالمتر باشيد ؟ خودتان را به اين صورت تجسم كنيد .آيا مي خواهيد ارتقاء شغلي پيداكنيد؟خودتان رادرنقش سمت جديدتجسم كنيد زماني را به تجسم خود اختصاص دهيد تا وارد جزئيات امرشويد وازشخصيت جديدخودلذت ببريدچنانچه اين تصويررادايما"ايجادوتقويت كنيد،پذيرش رفتارهايي كه آن راتحكيم مي كندآسانتر خواهد بود.

3-افرادي را بيابيد كه بتوانيد از آنان چيزي بياموزيد .

واضح است كه افرادبسياري وجوددارند كه بامشكلات ومسايلي مانندمشكلات شما مواجه شده اندشمامي توانيد با الگو قرار دادن آنان ،چيزهاي زيادي بياموزيد .

4-به وادي هاي جديد قدم بگذاريد .

اغلب عزت نفس ما به سبب كوته بيني نسبت به زندگي،دچارافت ونزول مي شود هنگامي كه برروي جنبة خاصي از زندگي بيش از حديابه حدي بسيار طولاني تمركزمي كنيم،عمق نگري خودرااز دست مي دهيم.مسايل كوچك،بزرگ مي شوند و وقايع بسيار بيشتر از ارزش واقعي خود اهميت مي يابند آياچنين موردي براي شمانيزپيش آمده است؟اگراين طور است.پس وقت آن است كه واردوادي جديدشويدمثلا مي توانيد به يك گشت سياحتي يا يك سفر ما جراجويانه برويد .

5- اهداف خود را تعيين كنيد .

اين جمله را بارها شنيده ايد .اما دليلي در آن نهفته است. اين جمله ،در بردارندة حكمت شناخته شده واثبات شده اي است كه فقط عدة كمي ازافرادآن راواقعا"درك ميكنند. افرادي كه براي خوداهدافي روشن  دقيق وقابل اندازه گيري تعيين مي كنند.آنچه را كه مي خواهند به دست مي آورند.تعيين اهداف،بخش بسيارمهمي ازساختن عادات مثبت ودرنتيجه افزايش عزت نفس به شمار مي آيد.

6-اتفاقات ناخوشايندزندگي را بپذيريد.

همة مامي توانيم بيشترازآنچه فكرمي كنيم، زندگي خود را كنترل كنيم . با وجود اين مواردي هست كه هيچ كنترلي نسبت به آنها نداريم و اين بدان معني است كه وقايع وامور نا خوشايند وظاهرا" غير منصفانة بسياري در زندگي ما وجوددارد به عبارت ديگر ، گهگاه اين امور واتفاقات ضربه اي به ما وارد مي كند بروز اين اتفاقات به خواست و ارادة ما نبوده است وكاري براي ممانعت ازآنهانيزنمي توان انجام داد. پس بهتر است شانس واقبال را فراموش كنيد .اينكه زندگي چگونه بايد باشدرافراموش كنيدوآن راباهمين اتفاقات جاري وغير قابل پيش بيني بپذيريد .در واقع ،شما مي توانيد از لحظاتي كه عزت نفس شما دچار افت ونزول مي گردد ، بهره جويي كنيدافسردگي وغم واندوه ونگراني ، همگي درشماايجادخودخوري مي كند.درزندگي شمااشتباهي بوجودمي آوردبنابراين مي توانيد آن رااصلاح كنيدوبراي زندگي خودبرنامه ريزي مجددي انجام دهيد.لذادفعة بعدكه درچنين موقعيتي قرارگرفتندازخود بپرسيد: ((چه درسي ميتوان گرفت؟))اوضاع را بررسي كنيدتا ببينيد كه چرا احساس بدي داريد،آياباديگران درست برخوردكرده ايد؟آيا با خود صادق بوده ايد ؟ آيا به طور نا خواسته در جهت تأمين اهداف ديگران گام برمي داريد؟ازطرفي روند زندگي كاملا منصفانه است،زيراغم واندوه باعث رشدوپيشرفت ميگرددوپيشرفت،نه تنهاغم واندوه رابي ضررميسازد،بلكه آن رامفيد وسودمند مي كند.

7- تحت روان درماني قرار گيريد.

گاهي اوقات ممكن است با مشكل بزرگ خاصي در زندگي خود مواجه شويد ، مانند طلاق ،بيكاري، يا بيماري خطرناك ، يا ممكن است دچار عادت مخربي مانند استعمال دخانيات ، مصرف مشروبات الكلي، استفاده نادرست از داروها يا پرخوري شويد.دراين مواردكمك ديگران مي تواندكليدمشكل شماباشد. معالجات انفرادي وياگروهي اغلب درحل مشكلات اساسي زندگي كاملاثمر بخش است.

8-بروسوسة عادات ناپسندخودغلبه كنيد.

عادتهاي ناپسند ،رفتارهاي ديرينه اي هستند كه شما را به سمت خود مي كشند هنگامي كه به سراغتان مي آيند . رهايي از آنها دشوار است و به راحتي شما را به اين نتيجه مي رسانند كه (( نمي توانيد با اين حالت كنار بيايد)) نكته اين است كه مجبور نيستيد با آن كناربياييد وسوسة عادات ناپسند(بخصوص ازنوع مادي ويا مانند دخانيات ، الكل ، كافيئن وغيره ) معمولا؛ كمتر از دو دقيقه طول مي كشد آنها شما را فريب مي دهند كه تصور كنيد تا ابد دست از شما بر نمي دارند. بنابراين هر گاه هوس عادات ناپسند به سراغتان آمد. سعي نكنيد آن را ناديده بگيريد ، بلكه روي آن تمركز كرده وبا اعتماد به نفس آن را تحمل كنيد .

9-سه هفته آن را امتحان كنيد .

سازگاري با عادت ها ورفتارهاي جديد مستلزم زمان است .معلوم شده است كه هررفتار جديدي اگر به مدت سه هفته دنبال شود .احتمال زياد به صورت يك عادت دايمي در مي آيد .در ابتدا ، رفتار جديد ،غريب به نظر مي آيد ومستلزم تلاش آگاهانه است .اما بعداز سه هفته به صورت بخشي از وجودتان درمي آيد. بخشي از خويشتن بيني شما .اگر واقعا مصمم هستيد كه تحولي ايجاد كنيد خود را وادار كنيد كه با آن حداقل به مدت سه هفته زندگي كنيد .

10- باافراد مثبت انديش معاشرت كنيد.

بر آن شويد كه بيشتر در كنار افراد مثبت انديش باشيد : افرادي كه نسبت به زندگي وپيشامدهاي آن اشتياق زيادي دارند . اين گونه افراد شمارا در پيشرفت وتعالي ياري مي كنند ومتقابلا" اين امكان را فراهم مي آورند كه شما نيز آنان را در رشد وپيشرفتشان حمايت كنيد.اين امر، بخش بزرگي از فلسفة زندگي ودوستي است.

پنجشنبه 11 مهر1387 |

روان‌شناسی بالینی

 

روانشناسی بالینی شاخه‌ای از روان‌شناسی است که به درک، پیش بینی و درمان نابهنجاری، ناتوانی و آشفتگی‌های شناختی، هیجانی، زیست شناختی، روان شناختی، اجتماعی و رفتاری کمک می‌کند و در گستره وسیعی از جمعیتهای در جستجوی درمان کاربرد دارد. (رزنیک، 1991). نقش‌های شش گانه آن عبارت است از: ارزیابی و تشخیص، مداخله و درمان، مشاوره، آموزش و نظارت بر کار رواندرمانگر‌ها، پژوهش و مدیریت. غالب کارهای روانشناس بالینی در راستای درمان و تشخیص، آموزش و پژوهش است (دادستان و منصور، 1366).

چهار مرحله تاریخی برجسته برای روانشناسی بالینی در جهان وجود دارد:

  • آغاز حرفه 1892-1914
  • فرا رسیدن عصر روانشناسی بالینی 1916-1954
  • یکپارچگی و حرفه ای گرائی 1954-1978
  • خود مختاری و تعهد اجتماعی 1979-...

در ایران از اوایل دهه 1350 اولین دوره کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی در بیمارستان روزبه گشایش یافت (شاملو 1370، ص 23).از سال 1365 و به دنبال تعطیلی دوره فوق انستیتو روانپزشکی تهران عهده دار آن شد و در 1380 انجمن علمی روانشناسی بالینی ایران در آن دایر شد. اولین دانشجوی دکتری روانشناسی بالینی ایران در 1381 از انستیتو فارغ التحصیل شد (احمدرضامحمدپور، 1383، خبر نامه انجمن علمی روانشناسی بالینی ایران، ص 12-22).

 منابع

  • دادستان، پریرخ، منصور، محمود، (1366).روانشناسی بالینی پرون و پرون-مقدمه تهران: چاپخانه دریا.
  • شاملو، سعید.(1370)، روانشناسی بالینی، تهران، انتشارات رشد.
  • محمدپور، احمدرضا،(1383)، فرادیدی برروانشناسی بالینی:سیر تاریخی، تحمل ابهام وافقهای فرارو، خبرنامه انجمن علمی روانشناسی بالینی ایران، سال دوم، شماره1.

پنجشنبه 11 مهر1387 |



فریباحسینی هستم دانشجوی روانشناسی بالینی دانشگاه شیراز.

به جای غصه اندیشه کن
اگرچنین کنیى
بزرگترین گام رابه سوی نیکبختی برداشته ای
آنگاه بایدبدانی درچه مواردی نیاز به راهنمایی داری
وافزون براین، بدانی که
ازچه کساننی راهنمایی باید خواست؛
ومهمترازآنکه،خود،صاحب رای وتصمیم گیرنده باش

goli_goli1931@yahoo.com

نکاتی پیرامون عادت به برقراری روابط عاشقانه
نامه یک روانشناس به دخترش

شيوه هاي افزايش عزت نفس :
روان‌شناسی بالینی

RSS 2.0


كمياب ترين كدهای جاوا برای وبلاگ نويسان