تست روانشناسی،این تابلو چه چیزی کم دارد؟!
تابلویی که در عکس میبینید جادهای را نشان میدهد که به یک خانه منتهی میگردد. این صحنه چه چیزی کم دارد؟
یک درخت
یک آبگیر (برکه)
آدمها
یک تکه ابر
یک ماشین
ادامه مطلب
تابلویی که در عکس میبینید جادهای را نشان میدهد که به یک خانه منتهی میگردد. این صحنه چه چیزی کم دارد؟
یک درخت
یک آبگیر (برکه)
آدمها
یک تکه ابر
یک ماشین

برای فراموش کردن گذشته، باید با مرگ ها، طلاق، یا فقدان های مختلف کنار بیایید و در این مقاله توصیه هایی برای روبه رو شدن با شکست هایتان، خداحافظی کردن و گذشتن از آنها معرفی میشود
فراموش کردن گذشته تان، چه ترک یک رابطه اعتیاد آور باشد یا غم از دست دادن یکی از عزیزان، یکی از سخت ترین کارهاست. با اینکه ممکن است بدانید که این رابطه چقدر برایتان دردناک است و برای سلامتی خودتان هم که شده باید آن را کنار بگذارید، اما هنوز برای گفتن خداحافظ مشکل دارید.
آسان نیست اما راه های عملی برای فراموش کردن گذشته تان وجود دارد. قبل از اینکه بخواهید از رابطه خود خداحافظی کنید، لازم است که با خاطرات و تجربیاتتان روبه رو شوید. اگر با اشتباهات خود دست و پنجه نرم می کنید، باید مسئولیت اعمالتان را بپذیرید.
6 قدم برای فراموش کردن گذشته
1. درمورد افکار و خاطراتتان بنویسید، نقاشی بکشید، و درموردشان حرف بزنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید به خاطراتتان احترام بگذارید.
2. با دور ریختن احساسات و عواطف مربوط به خاطرات دردناکتان، آنها را فراموش کنید. خواهید دید که بعد از آن چقدر احساس آرامش می کنید.
3. درصورت امکان به عقب برگردید و با کسانیکه در آن خاطرات دخیل بوده اند حرف بزنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید به عقب برگردید.
4. احساسات واقعیتان را با کسی در میان بگذارید. اگر صلاح است به آنها اعتراف کنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید احساساتتان را بروز دهید. اگر باید با اشتباهاتتان کنار بیایید، باید تقصیر یا گناهتان را گردن بگیرید.
5. معذرت خواهی کرده و طلب بخشش کنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید آسیب پذیر باشید.
6. برای کنترل پرخوری ها، اعتیاد یا آسیب رساندن به خودتان به خاطر گذشته دردناکتان کمک بگیرید. برای فراموش کردن گذشته باید غرور را کنار بگذارید.
فراموش کردن عزیزان، چه همسرتان باشد که از او طلاق گرفته اید، چه فرزندتان باشد که فوت کرده، چه خواهر یا برادرتان باشد که از شما دور شده یا هر کس دیگری، بسیار مشکل است. فراموش کردن گذشته نیاز به تلاش و انرژی بسیار دارد. مطمئن باشید که بعد از این گذشته دردناک نه تنها می توانید به زندگیتان ادامه دهید بلکه عاقل تر، آرام تر، و متمرکز تر خواهید بود.
فراموش کردن گذشته یعنی چه؟
فراموش کردن گذشته یعنی قبول کنید که برای تغییر گذشته کاری از دستتان برنمی آید. درمواجهه با شکستتان شما هرچه از دستتان برمی آمده کرده اید. باید بدانید که تا جاییکه می توانسته اید خوب، مهربان و موثر بوده اید. اگر قرار بود به عقب برگردید مطمئناً نمی توانستید کاری بیش از آن انجام دهید. پس باید گذشته را فراموش کنید.
فراموش کردن گذشته یعنی خود را برای اشتباهاتتان ببخشید. فکر کردن دوباره به آنچه که می توانستید یا باید انجام می دانید هیچ اثری ندارد. اگر با اشتباهاتتان درگیر هستید یا شکست خورده اید سعی کنید خودتان را ببخشید.
فراموش کردن گذشته یعنی افکارتان را بشناسید. اگر می بینید که مدام درگیر گذشته هستید، با ملایمت افکارتان را به زمان حال برگردانید. سعی کنید این عادت را کنار بگذارید که مدام به اشتباهات گذشته تان فکر کنید.
فراموش کردن گذشته یعنی به ذات زمان اعتماد کنید. زمان می گذرد و شما هم باید از گذشته بگذرید. زخم هایتان به مرور التیام می یابند و فقط جای آن بر جا می ماند.
فراموش کردن گذشته یعنی ارتباطات جدید ایجاد کنید. لازم نیست که حتماً یک گروه دوست تازه پیدا کنید. می توانید یک دوستی جدید را با یکی از همکارانتان شروع کنید یا یکی از همسایه ها را برای شام به خانه تان دعوت کنید. اگر درمورد شکست هایتان با کسی حرف بزنید راحت تر می توانید با آنها کنار بیایید.
فراموش کردن گذشته یعنی در مکالماتتان به دنبال تعادل باشید. خیلی مهم است که دردها و ناراحتی هایتان را با دیگران قسمت کنید اما به همان اندازه مهم است که به زندگیدیگران هم علاقه نشان دهید.
فراموش کردن گذشته یعنی یک دنیای تازه را تجربه کنید. شروع به تحصیل در یک رشته تازه کنید یا یک سرگرمی جدید پیدا کنید. برای فراموش کردن گذشته باید به دنبال جهت های تازه باشید.
فراموش کردن گذشته یعنی زمانتان را در اختیار دیگران قرار دهید. فرصت های بیشمار تازه ای وجود دارد که به شما کمک می کند با گذشته تان خداحافظی کنید. از منطقه امنتان بیرون بیایید. وقتتان را با کسانی بگذرانید که شادتان می کنند و از بودن با آنها لذت می برید.
وقت می خواهید یک رابطه را فراموش کنید باید به طور جدی فکر کنید که آیا عاقلانه است که باز با آن فرد وقت بگذرانید یا باید همه چیز را به طور کل فراموش کنید. شاید هنوز عاشق او باشید یا از شما سوءاستفاده کرده باشد و در افکار و احساساتتان سردرگم شده باشید. ایجاد یک وقفه عاقلانه ترین راه ممکن است. از این طریق می توانید راحت تر فراموش کنید.

روانشناسان به طرق مختلف درباره کودکان تحقيق کرده اند که يکي از مهمترين آنها تجزيه و تحليل نقاشي هاي کودکان است. نقاشي، کودک را در مراحلي که حواث اطراف خود را دسته بندي و عرضه مي کند و روند تکامل يافته اي را از زمان خط خطي کردن ساده تا زماني که خطوط معني دار و مبتني بر قوانين پرسپکتيو و شالوده منطقي را رسم مي کند مي توان چيزي شبيه خواب و رويا معني کرد. نقاشي مانند خواب و رويا به کودک فرصت مي دهد اطلاعات و اعمالي را که از دنياي بيرون کسب مي کند از هم جدا و سپس آنها را دوباره تنظيم کند.
در نقاشي همانند خواب و رويا کودک خود را از ممنوعيت ها رها کرده در حالي ناخدا آگاهانه درباره مسائل، کشفيات و مشکلات و دلهوره هايش صحبت مي کند. به همين دليل اگر آموزش نقاشي را بر پايه تصحيح نقاشي قرار دهيم در آن به کودکان از سنين پايين کمترين کپي و تقليد کردن از مدل را بياموزيم مرتکب اشتباه شده ايم. در نقاشي کودک خطي که بر تصوير صورت برادر کشيده است يا حذف شدن، به کارگيري رنگ خاص، از ميان بردن يا بيش از حد بزرگ جلوه دادن بعضي حوادث، همگي حکايت از نشانه ها و علائمي مي کند که داراي معاني روشن هستند و بزرگسالان با کمي شناخت و دقت قادر به مشاهده و تعبير آن مي شود.


خدایا با اینهمه توانایی و نیروئیکه بما عطا کردی باز هم
نتوانستیم سپاس بخشش های بی کرانت را به جا آورده و به
شکرانه نعمت هایی که به ما ارزانی داشته ای تو را بنده ای
فرمان بردار باشیم...
خدایا به ما اینهمه نعمت عطا کردی دریا و خشکی خورشید
وماه شب و روز را به خاطر بشر آفریدی تا بزرگی تو را بستاید
و وجودت را بشناسد.ولی در مقا بل همه این خوبیها ما همچون شب
سیاه دلیم و چون روز پر از غوغا و پریشانی...
خدایا بخشش های رنگارنگ تونه تنها ما را گرفتارجهان ساخت
بلکه چنان در خودپرستی غرقمان کرد که تو را از یاد برده و به خویشتن
پرداختیم...
خدایا چنان کن که جانی را که به ما داده ای همچنان پک و کامل به
تو باز گردانیم و این جسم خاکی را به خاک سپاریم.به پای همچو تومحبوبی
جان فشاندن کاریست بس کوچک. پروردگارا ما را چنان پرورش ده که لایق
فدا شدن در راه تو باشیم...
خدایا طاقت رنج جهان را ندارم و از قهر تو بسی بیمناکم از گنج
بی پایان توانایی خود برخوردارم کن تا مصائب روزگار را هیچ شمارم وبه
راه تو گام برداشته و به خاطر تو زندگی کنم...
شيوه هاي افزايش عزت نفس :
1- با خود مثبت حرف بزنيد .
صدايي در ذهن شما وجود دارد كه مدام نجوا مي كند. اين صدا كه ((سخنگوي شماست )) بخشي از عزت نفس شماست. اين صدااغلب منفي است وجملاتي ازاين قبيل مي گويد،من خيلي چاق هستم((يا))من نمي توانم اين كارراانجام دهم((يا ))من خسته ام.اين قيبل جملات بعداز مدتي درشما تأثيرمنفي ميگذاردومثلا شما احساس خستگي مي كنيدويااحساس مي كنيد كه عزت نفس شماراپايين مي آورد امانكته جالب اين است كه شمانمي توانيد نداي دروني خود را براي ايجادعزت نفس وساختن الگو هاي مؤفقيت،برنامه ريزي كنيد.شگردكار،استفاده ازعبارتهاوجمله هاي مثبت است.اينها چند تا از جمله هاي خوب وهمه منظوره هستند .من خوشحال هستم ، من سالم هستم ، من معركه ام ! اين جمله ها را بارها وبارها در ذهن خود با صداي بلند تكرار كنيد ،يا حتي آنها را بنويسيد .اهميت آن در اين است كه اين جمله رابه زمان حال وباايمان بيان كنيد.هرگاه نداي دروني خودراشنيديدكه شروع به ايجاداحساس منفي درشمامي كندآن رامتوقف سازيدوجملة مثبتي رادرباره همان موضوع،جايگزين آن كنيد.اين شيوه راامتحان كنيدوآنگاه خواهيدديد كه صحبت كردن باخود وسيلةسودمندي درايجاد وضعيت مثبت است.
2-شخصيت جديد خود را تجسم كنيد.
اين امر اساسا همانند اصل استفاده از جملات مثبت است ،با اين تفاوت كه به جاي استفاده از كلمات ،در اينجا از تصاوير استفاده مي شود. آيا مي خواهيد لاغرتر وسالمتر باشيد ؟ خودتان را به اين صورت تجسم كنيد .آيا مي خواهيد ارتقاء شغلي پيداكنيد؟خودتان رادرنقش سمت جديدتجسم كنيد زماني را به تجسم خود اختصاص دهيد تا وارد جزئيات امرشويد وازشخصيت جديدخودلذت ببريدچنانچه اين تصويررادايما"ايجادوتقويت كنيد،پذيرش رفتارهايي كه آن راتحكيم مي كندآسانتر خواهد بود.
3-افرادي را بيابيد كه بتوانيد از آنان چيزي بياموزيد .
واضح است كه افرادبسياري وجوددارند كه بامشكلات ومسايلي مانندمشكلات شما مواجه شده اندشمامي توانيد با الگو قرار دادن آنان ،چيزهاي زيادي بياموزيد .
4-به وادي هاي جديد قدم بگذاريد .
اغلب عزت نفس ما به سبب كوته بيني نسبت به زندگي،دچارافت ونزول مي شود هنگامي كه برروي جنبة خاصي از زندگي بيش از حديابه حدي بسيار طولاني تمركزمي كنيم،عمق نگري خودرااز دست مي دهيم.مسايل كوچك،بزرگ مي شوند و وقايع بسيار بيشتر از ارزش واقعي خود اهميت مي يابند آياچنين موردي براي شمانيزپيش آمده است؟اگراين طور است.پس وقت آن است كه واردوادي جديدشويدمثلا مي توانيد به يك گشت سياحتي يا يك سفر ما جراجويانه برويد .
5- اهداف خود را تعيين كنيد .
اين جمله را بارها شنيده ايد .اما دليلي در آن نهفته است. اين جمله ،در بردارندة حكمت شناخته شده واثبات شده اي است كه فقط عدة كمي ازافرادآن راواقعا"درك ميكنند. افرادي كه براي خوداهدافي روشن دقيق وقابل اندازه گيري تعيين مي كنند.آنچه را كه مي خواهند به دست مي آورند.تعيين اهداف،بخش بسيارمهمي ازساختن عادات مثبت ودرنتيجه افزايش عزت نفس به شمار مي آيد.
6
-اتفاقات ناخوشايندزندگي را بپذيريد.همة مامي توانيم بيشترازآنچه فكرمي كنيم، زندگي خود را كنترل كنيم . با وجود اين مواردي هست كه هيچ كنترلي نسبت به آنها نداريم و اين بدان معني است كه وقايع وامور نا خوشايند وظاهرا" غير منصفانة بسياري در زندگي ما وجوددارد به عبارت ديگر ، گهگاه اين امور واتفاقات ضربه اي به ما وارد مي كند بروز اين اتفاقات به خواست و ارادة ما نبوده است وكاري براي ممانعت ازآنهانيزنمي توان انجام داد. پس بهتر است شانس واقبال را فراموش كنيد .اينكه زندگي چگونه بايد باشدرافراموش كنيدوآن راباهمين اتفاقات جاري وغير قابل پيش بيني بپذيريد .در واقع ،شما مي توانيد از لحظاتي كه عزت نفس شما دچار افت ونزول مي گردد ، بهره جويي كنيدافسردگي وغم واندوه ونگراني ، همگي درشماايجادخودخوري مي كند.درزندگي شمااشتباهي بوجودمي آوردبنابراين مي توانيد آن رااصلاح كنيدوبراي زندگي خودبرنامه ريزي مجددي انجام دهيد.لذادفعة بعدكه درچنين موقعيتي قرارگرفتندازخود بپرسيد: ((چه درسي ميتوان گرفت؟))اوضاع را بررسي كنيدتا ببينيد كه چرا احساس بدي داريد،آياباديگران درست برخوردكرده ايد؟آيا با خود صادق بوده ايد ؟ آيا به طور نا خواسته در جهت تأمين اهداف ديگران گام برمي داريد؟ازطرفي روند زندگي كاملا منصفانه است،زيراغم واندوه باعث رشدوپيشرفت ميگرددوپيشرفت،نه تنهاغم واندوه رابي ضررميسازد،بلكه آن رامفيد وسودمند مي كند.
7- تحت روان درماني قرار گيريد.
گاهي اوقات ممكن است با مشكل بزرگ خاصي در زندگي خود مواجه شويد ، مانند طلاق ،بيكاري، يا بيماري خطرناك ، يا ممكن است دچار عادت مخربي مانند استعمال دخانيات ، مصرف مشروبات الكلي، استفاده نادرست از داروها يا پرخوري شويد.دراين مواردكمك ديگران مي تواندكليدمشكل شماباشد. معالجات انفرادي وياگروهي اغلب درحل مشكلات اساسي زندگي كاملاثمر بخش است.
8-بروسوسة عادات ناپسندخودغلبه كنيد.
عادتهاي ناپسند ،رفتارهاي ديرينه اي هستند كه شما را به سمت خود مي كشند هنگامي كه به سراغتان مي آيند . رهايي از آنها دشوار است و به راحتي شما را به اين نتيجه مي رسانند كه (( نمي توانيد با اين حالت كنار بيايد)) نكته اين است كه مجبور نيستيد با آن كناربياييد وسوسة عادات ناپسند(بخصوص ازنوع مادي ويا مانند دخانيات ، الكل ، كافيئن وغيره ) معمولا؛ كمتر از دو دقيقه طول مي كشد آنها شما را فريب مي دهند كه تصور كنيد تا ابد دست از شما بر نمي دارند. بنابراين هر گاه هوس عادات ناپسند به سراغتان آمد. سعي نكنيد آن را ناديده بگيريد ، بلكه روي آن تمركز كرده وبا اعتماد به نفس آن را تحمل كنيد .
9-سه هفته آن را امتحان كنيد .
سازگاري با عادت ها ورفتارهاي جديد مستلزم زمان است .معلوم شده است كه هررفتار جديدي اگر به مدت سه هفته دنبال شود .احتمال زياد به صورت يك عادت دايمي در مي آيد .در ابتدا ، رفتار جديد ،غريب به نظر مي آيد ومستلزم تلاش آگاهانه است .اما بعداز سه هفته به صورت بخشي از وجودتان درمي آيد. بخشي از خويشتن بيني شما .اگر واقعا مصمم هستيد كه تحولي ايجاد كنيد خود را وادار كنيد كه با آن حداقل به مدت سه هفته زندگي كنيد .
10- باافراد مثبت انديش معاشرت كنيد.
بر آن شويد كه بيشتر در كنار افراد مثبت انديش باشيد : افرادي كه نسبت به زندگي وپيشامدهاي آن اشتياق زيادي دارند . اين گونه افراد شمارا در پيشرفت وتعالي ياري مي كنند ومتقابلا" اين امكان را فراهم مي آورند كه شما نيز آنان را در رشد وپيشرفتشان حمايت كنيد.اين امر، بخش بزرگي از فلسفة زندگي ودوستي است.
روانشناسی بالینی شاخهای از روانشناسی است که به درک، پیش بینی و درمان نابهنجاری، ناتوانی و آشفتگیهای شناختی، هیجانی، زیست شناختی، روان شناختی، اجتماعی و رفتاری کمک میکند و در گستره وسیعی از جمعیتهای در جستجوی درمان کاربرد دارد. (رزنیک، 1991). نقشهای شش گانه آن عبارت است از: ارزیابی و تشخیص، مداخله و درمان، مشاوره، آموزش و نظارت بر کار رواندرمانگرها، پژوهش و مدیریت. غالب کارهای روانشناس بالینی در راستای درمان و تشخیص، آموزش و پژوهش است (دادستان و منصور، 1366).
چهار مرحله تاریخی برجسته برای روانشناسی بالینی در جهان وجود دارد:
در ایران از اوایل دهه 1350 اولین دوره کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی در بیمارستان روزبه گشایش یافت (شاملو 1370، ص 23).از سال 1365 و به دنبال تعطیلی دوره فوق انستیتو روانپزشکی تهران عهده دار آن شد و در 1380 انجمن علمی روانشناسی بالینی ایران در آن دایر شد. اولین دانشجوی دکتری روانشناسی بالینی ایران در 1381 از انستیتو فارغ التحصیل شد (احمدرضامحمدپور، 1383، خبر نامه انجمن علمی روانشناسی بالینی ایران، ص 12-22).